موضوع: "شهید"
#تولیدی خودم
#عکس_نوشته_تولیدی
#فاطمیون افغانی
وای که امروز چه روزی بود خیلی زیبا بود
تشیع شهید محمد جعفر حسینی در شاه عبدالعظیم حسنی در شهر ری
جمعیت زیادی بود تا چشم می دید پرچم های زرد فاطمیون به چشم میخورد همه اعم از ایرانی وافغانی پیر و جوان وکودک همه به دنبال جنازه شهید می دویدن..
انگار که داشتن به طرف بهشت می دویدن، چشم های گریان، اشک های سرازیر شده….
فضا عطراگین بود….حس وحال عجیب داشتم. خداروشکر میکردم که امروز روزی من قرار داده بود تا چند قدمی برای تشیع پیکر شهید قدم برداشتم…..
خدایا شکرت….
مادر در خواب پسر شهیدش را می بیند .
پسر به او می گوید «توی بهشت جام خیلی خوبه ، چی می خوای برات بفرستم ؟»
مادر می گوید «چیزی نمی خوام ؛ فقط جلسه قرآن که می روم همه قرآن می خوانند و من نمی توانم بخوانم خجالت می کشم . می دونن من سواد ندارم، بهم میگن همون سوره توحید را بخون .»
پسر می گوید :« نماز صبحت را که خواندی قرآن رو بردار و بخون !»
بعد از نماز یاد حرف پسرش می افتد.
قرآن را برمی دارد و شروع می کند به خواندن .
خبر می پیچید …
پسر دیگرش این را به عنوان کرامت شهید ، محضر آیت الله نوری همدانی مطرح می کند و از ایشان می خواهد مادرش را امتحان کنند.
قرار گذاشته می شود و حضرت آیت الله نزد مادر شهید می روند .
قرآنی به او می دهند که بخواند .
به راحتی همه جا را می خواند ؛ اما بعضی جاها را نه .
میفرمایند: قرآن خودت را بردار و بخوان !
مادر شهید شروع می کند به خواندن ، بدون غلط.
آیت الله نوری گریه می کنند و چادر مادر شهید را می بوسند و می فرمایند :« جاهایی که نمی توانست بخواند متن غیر از قرآن قرار داده بودیم که امتحانش کنیم …»
سردار شهید حاج کاظم رستگار ، فرمانده لشگر 10 سید الشهدا (ع)
برشی از یه کتاب……
باشگاه کشتی بودیم که یکی از بچهها به ابراهیم گفت:
«ابرام جـون! تیپ و هیکـلت خیلی جالـب شده. توی راه که میاومدی دو تا دختر پشت سرت بودند و مرتب از تو حرف میزدند». بعد ادامه داد: «شلوار و پیرهن شیک که پوشیدی، ساک ورزشی هم که دست گرفتی، کاملاً معلومه ورزشکاری!»
ابراهیم خیلی ناراحت شد. رفت توی فکر. اصلا توقع چنین چیزی را نداشت. جلسه بعد که ابراهیم را دیدم خندهام گرفت؛ پیراهن بلند پوشیده بود و شلوار گشاد! به جای ساک ورزشی هم کیسه پلاستیکی دست گرفته بود. تیپش به هر آدمی میخورد غیر از کشتیگیر. بچهها میگفتند: «تو دیگه چه جور آدمی هستی! ما باشگاه میایم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم. بعد هم لباس تنگ بپوشیم. اما تو با این هیکل قشنگ و رو فُرم، آخه این چه لباس هائیه که می پوشی؟!» ابراهیم به این حرف ها اهمیت نمی داد و به بچه ها توصیه می کرد: «ورزش اگه برای خدا باشه، عبادته؛ به هر نیت دیگهای باشه، فقط ضرره».
شهید ابراهیم هادی
کتاب سلام بر ابراهیم، ص41
#شهید_اسماعیل_دقایقی
ایشان مسئولیت کلیه ی اسرای آزاد شده را قبول کرده بود و در تحول روحی و فکری آنها بسیار مؤثر بود که میتوان آثار آن را در عملیات مشخص نمود. با آنها برخورد اسلامی داشت و همه ی آنها مورد اعتماد ایشان بودند وهمین برخورد والا و انسانی باعث شد که یک تجربه¬ی جدید و بی سابقه به موفقیت برسد، به¬طوری که تمامی توابین با یک روحیه و انگیزه ی بسیار عالی جنگیدند و شهید دادند و پیروزی های چشمگیری هم به دست آوردند.
قبل از عملیات کربلای ۲، دو نفر از عراقی ها به تیپ بدر پناهنده شدند. شهید دقایقی با آنان به گونه¬ای که حاکی از اعتماد و وثوق ایشان به آنهاست، برخورد کرد و به آنان گفت:« ما می خواهیم در این منطقه عملیاتی انجام دهیم و شما باید در این زمینه به ما کمک و مساعدت نمایید تا بهتر بتوانیم حمله کنیم و …»
و مطالبی از این قبیل را با آنان مطرح می کرد. فرماندهان هرچه به او تذکر می-دادند که این نوع برخورد از لحاظ امنیتی قابل قبول نیست. ایشان اصرار که این دو نفر مورد اعتماد هستند و در روز عملیات به معاون خود می گوید که به این دو نفر پیشنهاد کن که اگر بخواهند می توانند با ما در عملیات شرکت کنند و در صورت عدم تمایل به شرکت، آزادند.
آن دو نفر از پیشنهاد استقبال می کنند. بنابراین به آنها یک قبضه تفنگ و تعدادی فشنگ میدهند و چون شهید دقایقی متوجه میشود که به ایشان نارنجک تحویل نداده اند، ناراحت میشود و خودش چند نارنجک به آنها تحویل میدهد و این دو پناهنده نیز به خاطر این اعتماد، قهرمانانه در عملیات شرکت میکنند و بعد از آن نیز به مجاهدین می پیوندند. همیشه به معاون خود که یکی از پاسداران بود با تأکید میگفت:« اینها مهمان ما هستند و مهمان «حبیب الله» است و باید به آنان به چشم یک مهمان نگاه کنیم و برخوردمان با این برادران منبعث از فرهنگ اسلامی باشد». اخلاق جذاب او باعث شده بود که در تمامی صحنه ها و حتی در داخل خانواده های مجاهدین جا داشته باشد.
منبع : نرم افزار چند رسانه ای شاهد. ویژه ی سردار شهید اسماعیلی دقایقی.
آخرین نظرات