ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﻃﻼ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ: ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ! ﺯﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺎﭼﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ: ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﯽ؟ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ : آﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ: ﺁﻗﺎ ﻟﻄﻔﺎ ﺍﻭﻥ ﮔﺮﺩﻧﺒﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﯿﺎﺭ! ﺧﻼﺻﻪ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﮔﻞ؛ ﺳﺮﺗﻮﻧﻮ… بیشتر »
آرشیو برای: "آذر 1400, 08"
من دیگه ناراحت نمیشم! زندگیم یک فرمولِ ساده داره: ببخش و رد شو! دیگه جایے براے ناراحتے و غم ندارم… بیشتر »
توی یک کوچه ای چهار خیاط بودند همیشه با هم بحث میکردند… یک روز، اولین خیاط یک تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر” دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور” سومین خیاط نوشت “بهترین خیاط دنیا“… بیشتر »

آخرین نظرات