من زنده ام به عشق تو يا صاحب الزمان

تورا چشم در راهم يا اباصالح ادركني
|خانه
میدانم که همیشه هستی...
ارسال شده در 20 آبان 1397 توسط سميرا صبوري در عمومی


با وجود تو حس آرامشی دارم که تمام غصه های دنیا پیش چشمم اندک است محو می شود…

و ترسی از تنهایی در دنیا ندارم

وقتی تو رو دارم…

میدانم که همیشه هستی…

نظر دهید »
عجیب ولی واقعی...
ارسال شده در 20 آبان 1397 توسط سميرا صبوري در شهید

عجیب ولی واقعی:

چند سال قبل که یکی از شهدای مدافع حرم را به معراج شهدای تهران آورده بودند به خانواده اش اطلاع دادند که برای دیدن شهید می تونند به معراج شهدا مراجعه کنند.

وقتی خانواده شهید به معراج شهدا مراجعه کردند مسئولین معراج شهدا بهشون اعلام کردند که متاسفانه شهید اشتباها به مشهد فرستاده شده و منتظر بمانید تا بعد از برگرداندن شهید از مشهد مجدد به شما اطلاع بدیم.

 اما خانواده شهید اعلام کردند اصلا اشتباهی در کار نبوده و شما مرتکب اشتباهی نشدید بلکه این خواست خود شهید بوده که به مشهد بره.چون چند روز دیگه شهادت امام رضا (ع ) هست و شهید ما در طول زندگی اش هر سال در روز شهادت امام رضا هر طوری که بود خودش را به مشهد می رسوند و امسال هم به این طریق خودش را به مشهد رسانده.

شادی روح شهدا صلوات 

امام رضا شهادت شهید مشهد
نظر دهید »
بزرگترین اشتباه والدین
ارسال شده در 20 آبان 1397 توسط سميرا صبوري در تربیت فرزند

بزرگ‌ترین اشتباه پدر و مادرها این است که بچه شان را از کار بیندازند:

یعنی، کارهایی را که فرزندشان قرار است انجام دهند پدر و مادر انجام دهند، با این عمل خیانت به فرزندشان می‌کنند.

به عنوان مثال، به جای او حرف بزنند، به جای او مشق بنویسند، به جای او کار بکنند و به جای او فکر بکنند.

ما قرار است که بگذاریم بچه‌ها با خطا و اشتباه همه چیز را یاد بگیرند برای اینکه این مسئله مربوط به رشدشان است.

نظر دهید »
بازی های کامپیوتری
ارسال شده در 20 آبان 1397 توسط سميرا صبوري در تربیت فرزند

افزایش پرخاشگری کودکان با بازی‌های کامپیوتری:

در بازی‌های فیزیکی چون «لی‌لی کردن»، «گرگم به هوا» و «گل کوچک» بچه‌ها هیجان‌های مثبت پیدا می‌کنند که به دنبال آن سیستم‌های قلبی عروقی و ایمنی آن‌ها فعالیت بهتری خواهد داشت. همچنین این بازی‌ها قدرت حرکتی، تعادل و مهارت‌های حرکتی را نیز افزایش می‌دهند.

از طرفی مهارت‌های شناختی کودکان هم در حین بازی افزایش پیدا می‌کند. برای مثال شناخت رنگ‌ها، طبقه‌بندی اشکال، راه‌های حل مسأله در هنگام بازی‌های فکری می‌تواند تقویت شود. در بازی‌های انفرادی نظیر بازی با پازل و بلوک‌های خانه‌سازی نیز خلاقیت کودک تقویت می‌شود و او می‌آموزد که چگونه خود را به‌طور مستقل سرگرم سازد. در سنین 2 تا 3 سالگی معمولا بازی‌ها به شکل انفرادی انجام می‌شود. با افزایش سن به 5 تا 6 سالگی به‌تدریج بازی‌ها به سمت بازی‌های گروهی پیش می‌رود و کودکان، همکاری و کنترل هیجانات را در حین بازی می‌آموزند.

‌ کودکان در سنین 18 تا 24 ماهگی شروع به بازی‌های نمادین یا خیالی می‌کنند. به‌طورمثال کودک به عروسکش غذا می‌دهد، به شکل نمادین از ظرفی که هیچ چیز در آن نیست غذا می‌خورد و در سنین بالاتر نقش بزرگترها را با دوستانش اجرا می‌کند. در این بازی‌ها کودک مهارت‌های زبانی، استمرار در بازی، افتراق واقعیت از خیال و همدلی را می‌آموزد. برای مثال وقتی در نقش مادر بازی می‌کند با مسوولیت‌ها و نقش محوری مادر بیشتر آشنا می‌شود و همدلی در او شکل می‌گیرد. مطالعات نشان می‌دهند کودکانی که کم‌تر تلویزیون تماشا می‌کنند و بیش‌تر بازی‌های خیالی و اجتماعی انجام می‌دهند در ارتباطات اجتماعی موفق‌ترند.

برخلاف باور عموم هرچه اسباب‌بازی ساده‌تر باشد فرصت خلاقیت و نوآوری بیشتری برای کودک فراهم می‌کند. با استفاده از شن‌های بهداشتی، خمیربازی و یا بلوک‌های ساده‌ی خانه‌سازی کودکان می‌توانند بر اساس رشد شناختی‌شان اشکال متنوعی را با دست خود بسازند. این در حالی است که یک آدم‌آهنی که فقط از خودش صدایی تولید می‌کند و یا یک ماشین پر زرق و برق کنترلی بعد از مدت کوتاهی جذابیت خود را برای کودک از دست می‌دهد.

باید توجه کرد که به دلیل تنوع زیاد و هیجان‌هایی که در این بازی‌ها ی کامپیوتریوجود دارد، کودک کمتر می‌تواند از بازی‌های دیگری که برای رشد اجتماعی او لازم است لذت ببرد و می‌خواهد از هر فرصتی برای بازی‌های کامپیوتری استفاده کند. از طرفی رابطه‌ی افزایش پرخاشگری در کودکان با میزان استفاده از بازی‌های کامپیوتری پرهیجان و باخشونت بالا نیز اثبات شده است. بنابراین استفاده از این ابزارها باید با نظارت خانواده در مورد نوع بازی و مدت زمان آن صورت گیرد.

شناخت مهارت پرخاشگری
نظر دهید »
من زنده ام قسمت صدوهیجدهم
ارسال شده در 20 آبان 1397 توسط سميرا صبوري در کتاب من زنده ام

#من_زنده_ام

#قسمت_صدوهیجدهم

صدای کابل سربازها را بر تن و بدن برادرانمان می شنیدیم.آنها را حتی جلوی در سلول هایشان با ضربات کابل بدرقه می کردند.صدای ناله ی دکترها که همگی مسن بودند جگرمان را پاره پاره می کرد.به هیچ کس رحم نکرده بودند.هر چه آن ها فشار و شکنجه را بیشتر می کردند، نفرت ما را نسبت به خودشان بیشتر و ما را در عزم و تصمیم خودمان راسخ تر می کردند.آنها ناخواسته روح مقاومت را در ما پرورش می دادند.در این همه درد جسمانی ،این روح ما بود که بارور و بالنده می شد تا بتواند رنج بیشتری را تحمل کند.
روز بعد تقاضای ملاقات با رئیس زندان را کردیم.هر روز وعده ی سرخرمن می دادند.هر روز یک اتفاق جدید برای رئیس زندان رخ می داد و وعده ی ملاقات به یک روز دیگر موکول می شد.اسفندماه را با وعده و وعید آنها و ماساژ دست و بدنمان که سخت کوفته و زخمی شده بودند گذراندیم.در آخرین چهارشنبه ی سال حلیمه زیر در فالگوش نشسته و برایمان هرجمله ای را که می شنید تفسیر می کرد و امید می داد.
بهار 1361یواشکی از راه رسیده بود.ما هم در گوشی بهم تبریک گفتیم.زمستان 1360 خیلی سخت و دلگیر بود.بعدا از شنیدن آن همه خبر ناگوار،شلاق و شکنجه در غربت طاقت فرسای اسارت ،بغض مان شکست تا با گریه و عزاداری اندکی از اندوهمان بکاهیم.با این حال همچنان برای خلاص شدن دست و وپا می زدیم و مدام ملاقات با داوود (رئیس زندان) را تقاضا می کردیم.هنوز اولین هفته ی بهار را پشت سرنگذاشته بودیم که یک روز
صبح ،حسن در سلول را باز کرد و صدا زد:فاطمه ابراهیم،معصومه طالب!
ابتدا فکر کردم می خواهند ما را از هم جدا کنند .با نگاه نگران و مضطرب از هم خداحافظی کردیم.
بعد از گذراندن چند راهروی طولانی وارد اتاق شدیم که اتاق رئیس زندان(داوود ) بود،نزدیک ،به جایی که اولین شب برای بازجویی ما را به آنجا برده بودند.
در بدو ورود خانمی میانسال با ظاهری ساده و چارقدی به رنگ فیروزه با گل های ریز بنفش و کت و دامن رنگ و رو رفته ای که باکفش هایش هیچ تناسبی نداشت ،در برابر ما به نشانه ی ادب و احترام بلند شد و نشست .او قرار بود مترجم ما و رئیس زندان باشد اما متاسفانه بیشتر از اینکه رئیس زندان حرف بزند و او ترجمه کند ،خودش سخنرانی می کرد و بعد حرف های خودش را برای ما توضیح می داد.جالب این بود که نه به ما اجازه ی صحبت می داد و نه به رئیس زندان ،با لهجه عربی و فارسی دست و پا شکسته یک ریز و پشت هم نطق می کرد و حرف هایی از جنس نصیحت می زد.
در پایان سخنرانی اش گفتیم ما تقاضای ملاقات کردیم و می خواستیم صحبت کنیم.
گفت: هنوز هم حرف دارید؟
با تعجب گفتیم :ما که تا حالا حرفی نزدیم.این شما بودید که حرف می زدید.

ادامه دارد…✒️

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 73
  • 74
  • 75
  • ...
  • 76
  • ...
  • 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 80
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 147

آخرین مطالب

  • دل طبیعت 
  • بدون شرح
  • پیوند بی کرانه
  • مرگ آرام مغزی کودکان با موبایل
  • غروب دریا
  • خانواده همسر
  • بیت المال ...
  • دعای هر روز ماه صفر 
  • ​با ترس فرزندمون از تاریکی چه کنیم؟
  • التماس دعای فرج

آخرین نظرات

  • لاله  
    • https://nbookcity.com/book/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%db%8c%d9%86%d8%a7-pdf>
    در دختر شینا قسمت صدوبیستم
  • یاس در جایگاه پدر ومادر 
  • یاس در شهیدی که حاج قاسم عاشقش بود
  • شهید محمود رضا بیضائی  
    • ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)
    در پیشنهاد معنوی..‌.
  • بویکا  
    • https://worldbook.blogix.ir/>
    در نجات از پیک ا میکرون....
  • یاس در الگوی ما حضرت زهرا سلام الله علیها...
  • سربازی از تبار سادات  
    • سربازی از تبار سادات
    در مکث کردن 
  • یاس در همدیگر رو دور نزنیم...
  • بویکا  
    • https://worldbook.blogix.ir/>
    در برای زیبایی ها...
  • منتظر در علائم سندروم اضطراب کرونا
  • یاس در ☕ عوارض مصرف نوشیدن بیش از اندازه چای
  • مطهر در کاش امسال جشن میلادت به میزبانی پسرت باشد...
  • امیرِعباس(حسین علیه السلام)  
    • مبتلایِ حسین (علیه السلام)
    در تقویت‌کننده‌های ایمنی بدن رو بشناسید.
  • یاس در دلتنگی....
  • بویکا  
    • https://worldbook.blogix.ir/>
    در خواص آیه الکرسی...
  • س. ج در میوه =بانک خون
  • نور در ​بیایید با باورهای سمی خداحافظی کنیم
  • یاس در میوه =بانک خون
  • یاس در خواص آیه الکرسی...
  • س. ج در انسان باشیم...

موتور جستجوی امین

موتور جستجوی امین
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

من زنده ام به عشق تو يا صاحب الزمان

اللهم عجل لوليك الفرج.....الهي آمين

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آستان مقدس شهدای گمنام
  • امام زمان
    • محرم 1400 به نیت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • اهل بیت
    • فاطمیه
  • بانو اسلامی
  • بدون شرح
  • بماند به یادگار
  • تربیت فرزند
  • تلنگر
  • تولیدی خودم «عکس، فیلم، متن»
  • جملات ناب
  • حکایت
  • سخن بزرگان
  • شهید
  • شهید گمنام
  • صرفا جهت اطلاع
  • صرفا جهت خنده
  • صرفا جهت سلامتی
  • عمومی
  • محرم حسینی
  • محرم ۱۴۰۲
  • معرفی کتاب
  • من حسینی شده دست امام حسن ام
  • نهج البلاغه
  • نکات اخلاقی
  • همسرانه ، عاشقانه
  • همه چیز در مورد کرونا
  • ولایت
  • چهارشنبه های امام رضایی
  • کتاب دخترشینا
  • کتاب من زنده ام
  • کلام قرآنی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 18
  • رتبه مدرسه دیروز: 5
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 40
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 6
  • رتبه 90 روز گذشته: 70
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 3
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان